روش ها و اهداف یادگیری زبان انگلیسی

هدف از مطالعه ی زبان و تعیین خط مشی

هر دانشجوی زبان انگلیسی ، می بایست مثل هر فرد دیگری که بر زبان مادری خود مسلط است ، بر چهار مهارت اصلی و پایه ای زبان ، یعنی : شنیدن ، صحبت کردن ، خواندن و نوشتن مسلط باشد.نمی توان با تسلط بر یکی از این مهارت ها خود را به عنوان فردی در نظر گرفت که به سطح proficiency  در زبان دوم خود دست یافته است. اما باید توجه داشت که اهدف افراد از مطالعه ی زبان انگلیسی و فراگرفتن آن متفاوت است. شاید مثل خیلی از دانش آموزان دبیرستان که در صدد رسیدن به دانشگاه و مطالعه ی کتاب های رشته ی تخصصی خود به زبان انگلیسی هستند ، همان مهارت ها و الگوهای "خواندن " که در دبیرستان به آنها آموزش داده می شود ، کافی باشد. ممکن است برخی دیگر بخواهند فقط از عهده ی مکالمات ساده و بسیار ابتدایی روزمره ی خود در یک کشور انگلیسی زبان برآیند و بنابراین برای آنها سطح مناسبی از مهارت "شنیدن " و "صحبت کردن " کفایت کند. اما همه ی افراد اینطور نیستند. برخی هم هدف خود را از آموزش زبان ، فراگرفتن حداکثری و جامع آن در همه ی سطوح آن در نظر میگیرند. این افراد چهار سطح زبانی را که در بالا ذکر کردم می بایست فراگیرند.

آموزش زبان با تکیه بر مهارت صحبت کردن

به نظر بسیاری از کارشناسان و متخصصان آموزش زبان دوم ، آموزش زبان دوم با تسلط بر مهارت شنیداری آن در ابتدا کمک بسیاری به فرآیند یادگیری می کند. چرا که بر این مبنا افراد طبق الگوی زبانی مادری خود ، زبان دوم را در محیطی بومی سازی شده مثل یک کلاس درس انگلیسی ، فرا میگیرند.  همانطور که پیش تر از این ذکر کردم ، متد معروف پیمزلور (pimselore) بر این اساس ابداع شده است. در نسخه ی بومی سازی شده ی این متد با عنوان آموزش زبان نصرت ( نسخه های یک تا سه ) می توانیم به سادگی و ساختارمند بودن این روش پی ببریم. در این نسخه ها فایل های شنیداری ای وجود دارد که همگی دربرگیرنده ی مکالمات زبان انگلیسی از ابتدایی ترین فرم آن ( یعنی hello! How are you?) تا یک مکالمه ی پیشرفته ی کامل بین دو فرد انگلیسی زبان ، می باشند. طبق این الگو ، از شما خواسته میشود که روزی حداقل نیم ساعت به گوش دادن به مکالمات این نوارها ( یا سی دی ها ) و تکرار جملاتی که در جای مناسب از شما ، شفاهاً و در طی مکالمه ، خواسته می شود ، بپردازید. و این تقریبا همان الگویی ست که یک کودک انسانی زبان مادری کدگذاری شده در ذهن خود را بروز و شکوفا میکند. به نظرم آشنایی با متد نصرت برای کسانی که آشنایی ابتدایی و اولیه با زبان انگلیسی را دارند و در صدد آن هستند که تمرکز خود را بیشتر بر مهارت "شنیداری "و "صحبت کردن" زبان ، بگذارند ، گزینه ی خوب و مفیدی است. امروزه در متد پیمزلور نسخه های زبان های زنده ی دنیا بومی سازی شده است.
روش های دیگری هم برای تسلط به این دو مهارت وجود دارد. لازم به ذکر است که دو مهارت شنیداری و گفتاری با یکدیگر و خواندن و نوشتن ، دو به دو ارتباط تنگاتنگ دارند. به طوری که در اثر شنیدن های پیاپی فایل های شنیداری زبان انگلیسی و دیدن فیلم ها و دیگر گزینه ها ، خود به خود میل به صحبت کردن در افراد پیدا می شود و در نتیجه پس از مدتی این افراد می توانند جملات ابتدایی زبان انگلیسی را به زبان بیاورند. در روش دیگری که اسمش را به خاطر ندارم ، همین متد نصرت با اندکی تفاوت به کار برده می شود . به طوری که علاوه بر فهم شنیداری زبان ، دانشجوی زبان انگلیسی از طرف "ناطق" ( سخنگوی ) فایل شنیداری ، وادار به جمله سازی می شود. در این روش که بسیار کارکردی و اثر گذار است ابتدا یک متن انگلیسی در قالب پی دی اف یا ورد به دانشجو داده می شود و از او خواسته می شود ابتداءً متن را اصطلاحاً skim ( تندخوانی ) کند. سپس فایل شنیداری را پخش کند و درس را از زبان ناطق انگلیسی زبان بشنود. و در مرحله ی اساسی بعدی ، از دانشجو خواسته می شود به سوال ها و درخواست های ناطق که فقط به زبان انگلیسی ست ، به زبان انگلیسی پاسخ دهد. به عنوان مثال در متن داده شده ، یک جمله اینطور آمده که :social changes can affect on the ability of the people who interact with the society.
.. ناطق پس از خواندن جمله با سرعت مناسب ، بلافاصله ان را به شکل پرسشی و در زمان های گوناگون و با قید ها و فعل های گوناگون می آورد. و به دانشجو زمانی کوتاه می دهد تا به سوال های او به طور شفاهی ،پیش خودش ، پاسخ دهد. مثلا پس از تکرار جمله ، بلافاصله می پرسد : can social changes affect the ability….? و با یک فاصله ی زمانی کوتاه ، باز دوباره جمله ای دیگر به این صورت که :what kind of changes can affect the ability….?  و به همین منوال با زبان آنقدر بازی می کند تا جمله ها و ساختارشان، یک یک در ذهن زبانی دانشجو ، هضم و جذب شوند.
نکته ی مورد توجه در این روش این است که در این متد برخلاف متد نصرت ، الزام قابل توجهی به تعامل (interaction) با ناطق ، وجود دارد. و این همان فشار ذهنی- زبانی است که یک کودک انسانی یا یک فرد که درصدد آموزش زبان دوم در یک کشور خارجی ست ، متحمل میشود و کم کم و بتدریج ساحت زبانی وی را دوگانه و آماده ی زبان دوم ، یعنی انگلیسی ، می کند. این فشار اجباری است و این روش به خوبی آن را اعمال میکند.
اما همانطور که گفتم ، روشی از آموزش زبان بیشتر بازدهی را دارد که در برگیرنده ی همه ی مهارت ها ، و نه فقط صحبت کردن صرف ، باشد. وقتی می خواهیم مهارت صحبت کردن خود را افزایش دهیم ناچار به رعایت گرامر زبان و استفاده از واژگان هستیم. از این رو برای صحبت کردن و تسلط بر آن ، بهترین گزینه تعامل و تکیه بر مهارت شنیداری ست. از طریق مدام و پیوسته گوش دادن ، اصطلاحا نطق مان باز می شود و گویای زبان می شویم. در روش نامبرده ی اخیر ، گرامر نه از طریق مطالعه ی صرف و جداگانه ، بلکه در قالب صحبت کردن مداوم آموخته می شود. به عنوان مثال دانشجو آنقدر با ناطق در تعامل بر سر یک متن به بازی زبانی مشغول می شود که کم کم یاد میگیرد کلماتی که آخر آنها ed  یا d  دارد اکثرا ً بر گذشته تاکید دارند و فعل زمان گذشته هستند. به جای اینکه این مطلب را جداگانه بیاموزد ، از طریق تعامل و صحبت کردن ، خود به خود شکل گذشته ی زمان افعال با قاعده ی زبان انگلیسی و تعدادی از آن افعال را ، می آموزد. این همان اتفاقی ست که در یادگیری هر زبانی خواهد افتاد.
شایان ذکر است که روش های دیگری از اموزش مهارت های زبان وجود دارد. مثلا سی دی های برنامه ریزی شده ای به بازار عرضه شده است که در آنها نرم افزاری برای آموزش پیاده شده. محیط گرافیکی جذاب و ارتباط دیداری ، به فراگیری مهارت های دیگر مخصوصا صحبت کردن ، کمک شایانی می کند. به عنوان مثال اگر درس ارائه شده مربوط به ضمایر فاعلی زبان انگلیسی (I,you,he , sheو ...( باشد، نرم افزار طوری طراحی شده که از طریق نشان دادن تصاویر گوناگون در محیط گرافیکی جذاب و نیز صداگذاری برای تلفظ واژگان ، این گرامر را به دانش آموز بیاموزد و او را برای جمله سازی های پیچیده تر بر اساس این گرامر و سایر ، ترغیب کند. مثلا چهار تصویر ارائه می کند و در هر کدام از آنها جمله ای حاوی جای خالی  یک ضمیر فاعلی می گذارد ، با کلیک کردن موس کامپیوتر بر هر تصویر ، کل جمله خوانده می شود و سپس در زیر ، چهار تصویر از چهار ضمیر فاعلی ارائه می دهد ، و از طریق ارتباط  نرم افزاری دانشجو را وادار می کند تا ضمیر فعلی مناسب را در جمله ی مناسب قرار دهد. نتیجتاً در این سی دی ها هم ، جمله سازی و بالطبع مهارت صحبت کردن افراد ، فعال می شود.
اگر می خواهید به گوینده ی بالفعل و  بامهارتی در زبان انگلیسی تبدیل شوید ، ابتدا بیاموزید چطور گوش دهید. باید آنقدر محیط اطراف خود را که بشدت با زبان مادری محاصره شده ، از قید این حصر در بیاورید و به زبان انگلیسی بومی سازی کنید ، که خود به خود ضمیر ناخوداگاه شما ، احساس بودن در یک محیط جداگانه و نامأنوس نکند. برای این منظور گروه هایی از دوستانتان که با آنها ارتباط بیشتری دارید و در آموزش زبان و صحبت به زبان انگلیسی ، هم هدف هستید، جمع کنید و سعی کنید ساعاتی از روز را صرفا و صرفا به صورت انگلیسی با هم بگذرانید. البته ممکن است سطح دانش انگلیسی افراد متفاوت باشد. و برای این منظور بهتر است افراد هم سطح با یکدیگر و دور هم جمع شوند. اما اگر چنین نیست و پیشینه ی زبانی افراد برای صحبت کردن به زبان انگلیسی خیلی با هم مطابقت ندارد ، اشکالی ندارد. و می توان این قاعده را یادآور شد که افراد با هر سطح زبانی ای که باشند می توانند و باید از عهده ی نیازهای زبانی خود در محیط انگلیسی زبان واقعی یا بومی سازی شده بر بیایند. شاید دیده باشید افرادی در زبان مادری خود شما وجود دارند که اصطلاحا کم حرف هستند و شاید مهارت های کلامی خوبی برای صحبت با دیگر افراد نداشته باشند. این در همه جا اتفاق می افتد. اما همین افراد صرف نظر از اینکه بتوانند مهارت صحبت کردن خود را افزایش دهند یا نه ، در فشار زبانی محیط یاد میگیرند که حداقل نیازهای زبانی برای صحبت کردن را داشته باشند؛ کلماتی را به کار ببرند و جملاتی کوتاه را استفاده کنند. حال این افراد می توانند در زبان مادری خود چنین مشکلی با صحبت کردن داشته باشند یا اینکه در زبان دوم یعنی انگلیسی ، به ان دچار باشند. به نظر من حتی برای  افزایش مهارت این افراد هم راه حل هایی وجود دارد.